با پيروزي انقلاب اسلامي ايران، صدام حسين با اين تصوّر كه با رفتن شاه جاي او را در خليج فارس پر مي كند و مي تواند نقش رهبري اعراب را بازي كند، از همان روزهاي اول پيروزي انقلاب چندين بار به تحركات مرزي دست زد تا بهانه و انگيزه لازم را براي حمله به ايران به دست آورد.
اولين تحركات
اولين حركت عراق از تاريخ 13 فروردين ماه سال 1358 شروع شد. در اين روز، شهر مهران مورد حمله هوايي عراق قرار گرفت و روز بعد، يك گروه از ارتش عراق به شهر «قصرشيرين» حمله كردند. در 18 فروردين ماه سال 1358 تأسيسات نفتي مهران نيز مورد حمله عراق قرار گرفت. در بيست و چهارم خرداد سال 1358، نيروي هوايي عراق پاسگاههاي مرزي انجيره، ني خزر و هلاله را در غرب و جنوب كشور بمباران كرد. در چهاردهم آبان سال 1358، كنسولگري ايران در بصره اشغال و دو ديپلمات آن نيز بازداشت شدند كه مردم كرمانشاه بلافاصله به تلافي اين عمل كنسولگري عراق در اين شهر را اشغال كردند. در چهاردهم آذر سال 1358، يك گردان عراقي به پايگاه مرزي ايران در منطقه اميرآباد تجاوز و اين پايگاه را تصرف كردند كه مردم خرمشهر نيز به تلافي، مدرسه عراقي را اشغال و معلّم هاي آن را نيز دستگير كردند. در هشتم خرداد ماه سال 1359، عراق بار ديگر به شهر «مهران» حملـه هوايـي و توپخانه¬اي كرد. در اين حمله 12 تن از هم ميهنان عزيز به شهادت رسيدند و 36 تن نيز زخمي شدند و اين، درحالي بود كه همه آنها غير نظامي بودند. در 12 شهريور ماه سال 1359، مهران بار ديگر مورد حملات موشكي قرار گرفت كه در اين حمله نيز 2 نفر شهيد و 5 تن زخمي شدند. تحركات عراق، به خصوص تحركات هوايي آنها در اين ماه شدت گرفته بود و اين دو علت داشت؛ اول اينكه نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران به تازگي از گرفتاري يك كودتاي نافرجام رهايي يافته بود و اين نيرو درحال بازسازي و سازماندهي بود و دوم اينكه نيروي هوايي ايران در اين زمان درگير عمليات دفع توطئه اشرار و ضد انقلاب در كردستان بود. عراق كه موقعيت را مناسب ديده بود، بارها حريم هوايي ايران را نقض مي كرد و دست به عمليات شناسايي هوايي در خاك ايران مي زد. همزمان شهرهاي مرزي ايران از جمله پيرانشهر، پاوه، سردشت، دهلران، قصر شيرين، نفت شهر و موسيان را نيز مورد حملات پراكنده قرار مي داد، به طوري كه تا 31 شهريور سال 1359 عراق جمعاً 464 مورد تجاوز زميني، هوايي و دريايي به ثبت رسيده است. از اين تعداد 148 مورد تجاوز هوايي، 295 مورد تجاوز زميني و 21 مورد تجاوز دريايي بوده است.
نخستين درگيري هاي هوايي آغاز ميشود
نيروي هوايي كه وظيفه محافظت از مرزهاي هوايي ايران را به عهده داشت، از اوايل شهريور ماه باتوجه به وضعيت بحراني مرزها ، گشت هاي هوايي خود را بيشتر كرد و به نيروهاي عراقي نيز اخطار نمود كه حريم هوايي ايران را نقض نكنند كه با توجه به اهداف عراق، كارساز نبود سرانجام بعد از حمله 12 شهريور عراق به مهران، دستوري مبني بر رهگيري و شكار هواپيماهاي دشمن كه وارد مرز ايران مي شوند، صادر گرديد . مطابق با همين دستور تا شروع رسمي جنگ حداقل سه درگيري هوايي در داخل مرزهاي ايران رخ داد كه هر سه با پيروزي تيزپروازان نيروي هوايي ايران همراه بود. درتاريخ 27 شهريور سال 1359 نيز يك فروند هواپيماي شكاريِ نيروي هوايي مورد هدف قرار گرفت و خلبان آن سروان "حسين لشگري" بود كه به اسارت درآمد. او مدت 18 سال در چنگال بعثيون گرفتار بود و سرانجام در سال 1377 آزاد شد، وي به دليل استقامت و خدمات خود با فرمان فرماندهي معظم كل قوا، سرتيپي ارتقاء درجه يافت و متأسفانه به دليل صدمات و جراحات وارده در زمان اسارت، در سال 1388 به شهادت رسيد.
عراق از زمين و هوا به ايران حمله كرد
صدام حسين در 26 شهريور سال 1359 درمجلس ملي عراق قرارداد 1975 الجزاير را به صورت يك جانبه لغو و آن را در جلوي دوربين تلويزيون پاره كرد. عراق نقشه خود را عملي و در 13:45روز 31 شهريور، تجاوز هوايي و زميني خود را آغاز كرد و 10 مركز مهم نظامي ايران را توسط جنگنده بمب افكن هاي خود بمباران نمود. همزمان با حمله هوايي، با 12 لشكر زرهي و مكانيزه نيز از راه زمين به ايران حملهور شد. نيروي هوايي ايران با توجه به مطالب ذكر شده و همچنين تغييراتي كه به موجب انقلاب در آن به وجود آمده بود، درگير نبردي شده بود كه اصلاً انتظار آن را نداشت.
حملات هوايي آغاز شد
نيروي هوايي عراق در ساعت 13:45 دقيقه با شش فروند ميگ 23 به فرودگاه اهواز، دقايقي بعد با سه فروند ميگ 23 به پايگاه هوايي تهران ، سپس با چهار فروند ميگ 21 به پايگاه هوايي همدان و سه فروند ميگ به فرودگاه سنندج، هشت فروند ميگ به فرودگاه تبريز و با چند فروند هم به شهرهاي بوشهر، كرمانشاه و اسلام آباد حمله كرد. ولي اين پايان كار نبود. در هنگام حمله به پايگاه مهرآباد تهران، با اعلام اسكرامبل دو فروند فانتوم اين پايگاه اقدام به رهگيري ميگ ها كردند. در جريان اين حمله، جمعاً پنج فروند از هواپيماهاي عراق ساقط شد. يك فروند از اين هواپيماها در غرب تهران مورد هدف فانتوم هاي ايراني قرار گرفت. از اين مجموع يكي از خلبانان اقدام به خروج اضطراري از هواپيما كرد كه به اسارت نيروهاي ايراني درآمد.پايگاه هاي تهران ، همدان و بوشهر اهداف اصلي دشمن بودند. خلبانان عراقي با استفاده از اصل غافلگيري به پايگاه هاي ايران حمله كرده بودند، ولي به خواست خداوند و به دليل عدم توانايي لازم نتوانستند كاري از پيش ببرند. در پايگاه بوشهر با اينكه ميگها در ازتفاع بسيار پايين پرواز و پايگاه را بمباران كردند، فقط قسمت ابتدايي باند مورد هدف قرار گرفت كه آسيب در اين نقطه هم جدي نبود.
واكنش سريع نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران
به دنبال اين تهاجم ناجوانمردانه، سرهنگ خلبان شهيد "جواد فكوري" فرمانده وقت نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي، با اعلام وضعيت اضطراري از كليه فرماندهان براي جلسهاي در ستاد نيروي هوايي دعوت و درجلسه تأكيد ميكند كه بايد جواب قاطع و سريعي به اين حملات داده شود. شهيد فكوري تأكيد ميكند كه «ما بايد به تكليف خودمان عمل نماييم و از كشورمان دفاع كنيم؛ ما براي اين روزها آموزش ديدهايم و نتيجه آن دست خداوند است». با پايان جلسه، همه روي اين نكته تأكيد دارند كه بايد جوابي قاطع و سريع به دشمن داده شود. برهمين اساس به پايگاههاي سوم شكاري همدان و ششم شكاري بوشهر مأموريت داده ميشود تا در عملياتهاي جداگانهاي و با در نظر گرفتن اصل غافلگيري جوابي سريع به اين حمله هوايي عراق بدهند.
عمليات انتقام در كمتر از دوساعت
ساعت 30/2 بعدازظهر روز 31 شهريور سال 1359 فرمانده وقت پايگاه هوايي همدان سرهنگ خلبان قاسم گلچين دستور ميدهد كه همه خلبانان در سالن تجمعات پايگاه گرد هم بيايند. كيلومترها دورتر در پايگاه هوايي بوشهر هم غوغايي برپاست. به دستور مرحوم سرتيپ خلبان مهدي دادپي فرمانده وقت پايگاه بوشهر خلبانان همگي گرد هم آمده بودند. سرتيپ كاكاوند معاون عمليات وقت پايگاه با دقت مشغول انتخاب خلباناني براي اجراي عملياتي برقآسا بود. مضمون هر دو جلسه مشخص بود. فرماندهان ضمن تشريح وضع موجود، عنوان كردند كه از ستاد نيروي هوايي دستور آمده كه خيلي سريع پاسخي قاطع به عراق داده شود. عراقيها بايد بدانند كه ايران را بهرغم تمامي تحريمهايي كه عليه اين كشور اعمال شده است، نبايد دست كم گرفت. طرح اوليه عمليات «انتقام» آماده است . براساس اين طرح، مي بايست ابتدا پايگاه هوايي بوشهر و پس از آن پايگاه هوايي همدان وارد عمل مي شدند. بر همين اساس، مقرر شد دو گروه پروازي به نام هاي «البرز» و «آلغارد» به ترتيب از دو پايگاه ششم شكاري بوشهر و پايگاه سوم شكاري همدان به پرواز در آيند. طرح عمليات بدين شكل بود كه نخستين گروه پروازي با نام «البرز» از پايگاه ششم به پرواز در مي آمد و پايگاه هوايي «شعبيه» را بمباران مي كرد. سپس گروه پروازي دوم با نام آلغارد از پايگاه سوم شكاري به پرواز در مي¬آمد و پايگاه هوايي «كوت» را بمباران مي¬كرد.
پايگاه هوايي بوشهر آماده حمله نخست
پايگاه ششم شكاري زودتر بايد وارد عمل ميشد. پس خلبانان بلافاصله كار روي نقشه و برنامه پروازي البرز را شروع كردند. بعد از نيم ساعت، برنامه پروازي آماده شد و قرار شد با چهار فروند فانتوم مسلح به بمب هاي 1000 پوندي به پايگاه شعبيه حمله كنند. فرمانده عمليات پايگاه، خلبانان را انتخاب كرده بود و فهرست اسامي پروازي را به ليدر دسته پروازي سپرد تا وي با توجيه ديگر خلبانان آنها را جهت انجام عمليات آماده كند. طبق فهرست پروازي، سرتيپ جهانگير ابن يمين به عنوان شماره يك و ليدر دسته پروازي انتخاب شده بود. ابن يمين، از خلبانان باتجربه پايگاه به شمار ميرفت. خلبان كابين عقب ايشان ستوان كاظم روستا معرفي شد. شهيد كاظم روستا كمتر از سه ماه بعد در يك پرواز برون مرزي به درجۀ رفيع شهادت نائل آمد. شماره دو پرواز، سرتيپ سپيدموي آذر و خلبان كابين عقب وي جناب خرازيان بود. شماره سه جناب حقپرست و خلبان كابين عقب جناب قديري مقدم و سرانجام شماره چهار جناب بختياري و خلبان كابين عقب جناب فضل ا... اميني بود. هدف، پايگاه هوايي شيعبيه بود. ليدر دسته ضمن تشريح مسير پروازي مأموريت هر فانتوم را در زمان رسيدن به هدف مشخص كرد و خلبانان بعد از تحويل چتر و كلاه سوار بر مركب آهنين بال خود آماده پرواز بودند. هماهنگي هاي لازم صورت پذيرفت. عقربه هاي ساعت حدود ساعت 45/15 دقيقه را نشان ميداد. گروه پروازي البرز متشكل از چهار فروند فانتوم مسلح بر روي باند پروازي قرار گرفتند و سپس يكي پس از ديگري دل آسمان را شكافتند تا اولين تجربه جنگي خود را كسب نمايند. هر چهار فروند فانتوم در كنار هم از روي بندر ديلم، قروه و خسروآباد گذشتند و پس از عبور از اروندرود با رساندن ارتفاع به حداقل ، وارد خاك عراق شدند و مسير را به سمت پايگاه «شعيبيه» در استان بصره پيش گرفتند. آنها اولين خلبانان ايراني بودند كه بعد از شروع رسمي جنگ وارد خاك عراق شده بودند. در بين راه، هواپيماها از روي پادگانهاي امالقصر و بصره هم گذشتند، ولي عراقيها كه فكر نميكردند نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در اين زمان كم بتواند عملياتي را طرح ريزي و آن را اجرا كند، در خواب فرو رفته بودند. هيچ پدافندي به سوي فانتوم ها شليك نمي كرد. فانتوم ها براي بمباران هدف مي بايست ارتفاع گرفته و از سمت چپ پايگاه براي رها كردن بمب¬ها «پاپ آپ» مي¬كردند.در همين زمان بود كه ليدر دسته متوجه موضوع مهمي شد. پايگاه شعيبيه به جاي يك باند داراي سه باند پروازي بود. او بايد سريع تصميم ميگرفت كه چگونه طرح را عوض نمايد. بيدرنگ با خلبانان همراه تماس گرفت و روي راديو اعلام كرد كه من باند وسط، شماره دو باند سمت چپ، شماره سه باند سمت راست و شماره چهار شلترهاي انتهاي باند را هدف قرار دهد. شيرجه فانتوم¬ها براي زدن هدف آغاز شده بود كه پدافند پايگاه كه تازه متوجه حضور خلبانان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران شده بود، بيامان شروع به شليك كرد. آسمان به سرخي مي زد و پر از گلوله شده بود، ولي بايد به عراق درس فراموش نشدني داده ميشد. ديگر زماني براي بازگشت نبود. ليدر نمي توانست عمليات را متوقف نمايد. او به عنوان اولين نفر باند پروازي را هدف قرار داد و در پي آن شماره دو و سه نيز هدف هاي خود را به خوبي بمباران كردند. شماره چهار نيز شلترهاي هواپيما را كه در انتهاي باند اصلي قرار داشت، هدف قرار داد. ليدر دسته با مهارتي مثال زدني ارتفاع هواپيما را به جايي رساند كه هر آن احتمال برخورد علائم كنار باند با هواپيمايش ميرفت. شايد او ميخواست مهارت خلبانان ايراني را به رخ عراقيها بكشد. به خواست خداوند حتي يك تير هم به فانتومها برخورد نكرد و ساعتي بعد همگي سالم در پايگاه هوايي بوشهر به زمين نشستند. اين اولين ضربه سهمگين نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران بر پيكره دشمن بود، اما ضربه دوم نيز در راه بود.
پايگاه هوايي همدان آماده حمله
كيلومترها دورتر درپايگاه هوايي همدان، چهار فروند فانتوم مسلح آماده پرواز بودند. تا قبل از شروع جنگ، براي آمادهسازي جنگندهها معمولاً دو تا سه نفر از كاركنان فني حضور داشتند، ولي در آن زمان در كنار هر هواپيما 25 تا 30 نفر مشغول آماده سازي جنگنده ها بودند. كمي آنطرفتر، در اتاق بريفينگ (توجيه) پايگاه، خلبانان در حال بررسي نهايي هدف بودند. آنها ميبايست پايگاه هوايي كوت را بمباران ميكردند. علت انتخاب پايگاه كوت نزديكي آن به پايگاههاي هوايي همدان و دزفول بود؛ زيرا عراق هر آن از آنجا ميتوانست اين پايگاه را مورد تهاجم هوايي قرار دهد. خلبانان اين گروه نيز مشخص شده بودند. سرهنگ پوررضايي به عنوان شماره يك و ليدر دسته پروازي مشخص شده بود. سرتيپ دهقان نيز به عنوان خلبان كابين عقب مشخص شده بود. شماره دو شهيد سرتيپ خلبان محمدصالحي و خلبان كابين عقب شهيد سرتيپ خلبان خالد حيدري، شماره سه سرتيپ كريمي نيا و خلبان كابين عقب سروان كوپال بود. شهيد سروان خلبان كوپال بعدها در يك عمليات برون مرزي به درجه رفيع شهادت نائل آمد. شماره چهار سرهنگ خلبان رجبي مقدم و خلبان كابين عقب مرحوم سرهنگ خلبان جانفشان بودند. برنامه پروازي به اين شكل بود كه با رسيدن به هدف، شماره يك، يك سوم ابتدايي باند، شماره دو يك سوم وسط، شماره سه يك سوم انتهاي باند و شماره چهار شلترهاي انتهاي باند را هدف قرار دهند. عقربههاي ساعت، حدود 30/16 روز 31 شهريور ماه سال 1359 را نشان ميداد كه صداي غرش سهمگين فانتومهاي پايگاه شكاري همدان فضاي آسمان را پر كرد. خلبانان با سرعت به سمت مرز پرواز كردند. بارسيدن به مرز، خلبانان با رساندن ارتفاع به حداقل وارد خاك عراق شدند. پدافند عراق ديگر هوشيار شده بود. فانتومها بدون هيچ مشكلي به چند مايلي هدف رسيدند كه ناگهان آتش از زير بال هواپيماي شماره دو زبانه كشيد. هواپيما بلافاصله شروع به ارتفاع گرفتن كرد و سپس به شكل وارونه شروع به كم كردن ارتفاع نمود. رودخانه دجله درست از سمت شرق پايگاه ميگذشت. فانتوم در حالي كه آتش از آن زبانه ميكشيد، به داخل رودخانه دجله افتاد، بدون آنكه خلبانان آن موفق به خروج از جنگنده خود شوند . شهيدان بزرگوار صالحي و حيدري اولين شهداي خلبان نيروي هوايي بعد از شروع جنگ تحميلي بودند كه همراه با پرنده آهنين بال خود بر اثر اصابت پدافند عراق در رودخانه دجله سقوط كردند. روحيه خلبانان كه نظاره گر اين وقايع بودند، زياد مناسب نبود، اما ليدر دسته پروازي كه از تجربه بالايي برخوردار بود، بلافاصله دستور داد اين عمليات به هر نحوي بايد انجام شود و سپس اعلام كرد با رسيدن به هدف، شماره چهار مأموريت هواپيماي شماره دو را انجام دهد. دقايقي بعد هر سه جنگنده به پايگاه كوت رسيدند كه ليدر متوجه يك تجمع عظيم از جنگندههاي دشمن در ابتداي باند پروازي شد. گويا جنگندهها قصد پرواز و زدن هدفي را داشتند. درنگ جايز نبود. ليدر روي آنها شيرجه رفت و آنجا را به شدت بمباران كرد. شماره دو مطابق برنامه وسط باند را هدف قرار داد و شماره سه نيز انتهاي باند شلترهاي هواپيما را بمباران كرد. پدافند عراق كه هوشيار شده بود بيامان به سمت فانتومها آتش ميكرد، ولي ديگر كار از كار گذشته هدف به شدت بمباران شده بود. فانتومها از هم جدا شده و هركدام به طرفي پرواز كردند و ساعتي بعد هر سه فروند در پايگاه هوايي همدان به زمين نشستند. دقايقي بعد يك گروه چهار فروندي ديگر از پايگاه شكاري بوشهر به پرواز در آمدند تا سومين ضربه كاري نيز به پيكره نيروي هوايي عراق وارد شود. بهدنبال اين عمليات دليرانه و در كمتر از 12 ساعت از پايان عمليات انتقام، نيروي هوايي ايران در يكي از بينظيرترين عملياتهاي هوايي جهان در قالب عمليات كمان 99، دويست فروند هواپيماي جنگنده بمبافكن را به پرواز در آورد و با عبور 140 فروند آنها از مرز، تمامي پايگاه هاي هوايي عراق، بهجز پايگاه الوليد را مورد هدف قرار داد و خواب را به چشم صداميان حرام كرد. با انجام اين دو عمليات در كمتر از 12 ساعت نيروي هوايي عراق عملاً بخش عمدهاي از توان هوايي خود را از دست داد.
باکهای سوراخ
خاطره ای از سرتیپ خلبان سیروس باهری
یکی از مهمترین راه های فلج کردن اقتصاد عراق در جنگ زدن پالایشگاه های دشمن بود راه جنوب برای صادرات نفت عملا با حضور پررنگ نیروی دریایی و هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران مسدود شده بود و عراق می بایست از راه ترکیه و یا سوریه نفت خود را صادر می نمود به همین دلیل زدن پالایشگاه های دشمن امری حیاتی و احتناب ناپذیر بود
در این زمان یکی از وظایف اصلی نیروی هوایی بمباران پالایشگاه ها و نیروگاه های دشمن بود به خاطر دارم که اوایل مرداد ما سال 1360 بود که به واسطه نزدیکی پایگاه سوم شکاری به مرز و همچنین عمقی بودن هدف برنامه حمله به یکی از پالایشگاه های دشمن به پایگاه ما محول شد .
هدف پالایشگاه الدوره
هدف مشخص بود ما باید پالایشگاه الدوره بغداد را بمباران می کردیم ولی نام من در برنامه پروازی قرار نداشت خدمت معاون عملیات وقت پایگاه رفتم و اصرار کردم که من نیز در دسته پروازی قرار بگیریم چون کمتر از یکسال قبل در یک تجربه موفق آنجا را بمباران کرده بودم ایشان نیز چون اصرار من را دید قبول کرد و قرار شد من نیز در دسته پروازی قرار بگیرم طراحان سخت مشغول بررسی نقشه ها و انتخاب مسری امن و ایمن برای رسیدن به پالایشگاه بودند یکی از مهمترین خطراتی که در این ماموریت ما راه تهدید می کرد وجود پایگاه هوایی الرشید در نزدیکی پالایشگاه بود همچنین طبق اطلاعاتی که بدست آمده بود می دانستیم که در اطراف پالایشگاه پدافند قدرتمندی وجود دارد و عبور از آن باید با برنامه ریزی قبلی انجام می گرفت
بعد از طراحی تصمیم بر این شد که این پالایشگاه با هجوم چهار فروند هواپیمای فانتوم بمباران شود البته هواپیمای چهارم به صورت رزرو با لب مرز می آمد و اگر مشکلی برای یکی از فانتومها به وجود می آمد او جایگزین می شد خلبانان انتخاب شدند و من نیز بعنوان خلبان هواپیمای شماره 3 انتخاب شدم زمان عملیات نیز فردا صبح یعنی 11 مرداد ماه انتخاب شد .
به سوی تانکر پرواز کردیم
همگی خلبانان قبل از اذان صبح در پست فرماندهی پایگاه حاضر شوند کار توجیهات قبل از پرواز انجام پذیرفت و لیدر دسته بخوبی خلبانان را توجیه نمود ایشان عنوان نمود که با هواپیمای سوخت رسان نیز هماهنگی لازم انجام شده است و هیچ مشکلی از این حیث نیز وجود ندارد با پایان بریفینگ نماز صبح را خواندیم هوا هنوز گرگ و میش بود که چهار فروند فانتوم مسلح در ابتدای باند قرار گرفتیم و با افزایش قدرت موتور در ساعت ابتدایی روز یازدهم مرداد ماه سال 1360 در دل آسمان جای گرفتیم . بلافاصله بعد از پرواز با افزایش ارتفاع و عبور مناطق کوهستانی به جنوب ایلام که نقطه ملاقات ما با تانکر سوخت رسان بود رسیدیم هواپیمای اسکورت نیز در منطقه حضور داشت هر چهار فورند سوخت گیری نمودیم و با کاهش ارتفاع به سمت مرز حرکت کردیم هواپیماتی چهارم با نزدیک شدن به مرز از ما جدا شد و سه فروند دیگر با حداقل ارتفاع وارد خاک دشمن شدیم مقرر بود که تانکر سوخت رسان نیز تا زمان بازگشت ما در محل حضور داشته باشد .
گلوله از هر طرف می آمد
با ورود به خاک عراق بدون هیچ مشکلی به مسیر ادامه می دادیم ولی می دانستم که باید از جنوب پایگاه الرشید عبور نمائیم و احتمالا از همین نقطه مشکلات ما نیز شروع می شد حدسم درست بود با عبور از جنوب پایگاه و نزدیک شدن به رینگ پدافندی پلایشگاه آنها شروع به آتش نمودند . شماره یک مقداری گردش خارج از برنامه انجام داد که به ایشان گفتم از مسیر خارج شده ای که ایشان پاسخ داد می دانم به واسطه شلیک بی امان پدافند شماره 2 نیز مقداری عقب افتاده بود و من در جایگاه او قرار گرفته بودم . از قبل مطالعه زیادی روی عکسهای هوایی منطقه انجام داده بودیم و به خوبی به منطقه آشنا بودم و می دانستم کدام ناحیه آسیب پذیرتر است برای زدن هدف مجبور بودیم با ارتفاعی کم از روی پدافند عبور نمائیم شماره یک بمبهای خود را روی هدف خالی نمود و با گردشی سریع خود را از مهلکه دور نمود
هواپیمایم هدف قرار گفت
نوبت من بود با شیرجه ای مناسب هدف را به شدت بمباران نمودم ولی اتفاقی که احتمالش را می دادم رخ داد با گردش روی هدف پدافند دشمن موفق شد هواپیمای مرا هدف قرار دهد برای یک لحظه هواپیما تکان شدیدی خورد و رادار هواپیما از کا افتاد تکانهای شدیدی در هواپیما ایجاد شده بود متوجه شدم تمامی باکهای داخلی هواپیما سوراخ شده است چاره نداشتم سریع به طرف مرز خودمان گردش کردم به هیچ عنوان قصد اجکت نداشتم مقداری ارتفاع گرفتم و سرعت هواپیما را نیز کم کردم چون این تنها راهی بود که من احتمال داشت به مرز برسم در همین حین هواپیمای شماره 2 که از من عقب تر بود با سرعت از کنارم گذشت و از کندی من تعجب نمود سوال کرد که در پاسخ علت را توضیح دادم .
بنزین هواپیما رفته رفته کم می شد شدت ریزش بنزین به صورتی بود که به چشم ریختن بنزین از بالهای هواپیما را می دیدم . این درحالی بود که هنوز در عمق خاک دشمن قرار داشتم . امیدوارانه ادامه می دادم و زیر لب دعا می کردم که به مرز برسم نکته جالب در این پرواز این بود که خلبان کابین عقب تازه آموزشهای خود را به پایان رسانده بود و این اولین ماموریت جنگی ایشان بود به همین دلیل خیلی سعی می کردم که متوجه شرایط بد هواپیما نشود .
بالاخره از مرز عبور کردم
شرایط بسیار بحرانی بود هر آن احتمال داشت که مورد تعقیب گشتی ها دشمن قرار بگیریم که در این صورت با توجه به ارتفاع زیاد و سرعت کمی که داشتم به راحتی هدف قرار می گرفتم . نمی دانم چه شد بدون شک لطف خداوند شامل حال ما شده بود که بدون هیچ مشکلی از مرز عبور کردم صدها بار خداوند را شکر نمودم ولی هنوز با خودم درگیر بودم سوخت هواپیما به حداقل خود رسیده بود و هرآن احتمال داشت موتور هواپیما خاموش شود در همین افکار بود که صدایی مرا به خود آورد: هواپیمای جنگنده من سوخت رسان هستم کمی بالاتر را نگاه کن مرا می بینی . تا سرم را بلند کردم تانکر را دیدم نگاهی به درجه بنزین انداختم فکر نمی کردم که این مقدار سوخت حتی کفاف آنرا بدهد که با تانکر برسیم ولی به لطف خداوند به تانکر رسیدم و شرع به سوختگیری نمودم .
هواپیما مثل آبکش شده بود
در همین هنگام هواپیمای شماره یک و دو نیز به محل رسیدند با پر شدن باکها هواپیمای شماره یک گفت از چهار طراف هواپیمایت بنزین بیرون می ریزد مثل آبکش شده است . بهتر است در نزدیکترین پایگاه به زمین بنشینی چون احتمال دارد تا به همدان برسی با مشکل برخورد نمایی . از تانکر جدا شدم که دو فروند دیگر سوخت گیری کردند سپس مجددا به تانکر چسبدیم تا به نزدیکترین پایگاه رسیدیم با اعلام من در پایگاه اعلام وضعیت اضطراری شد و در نهایت با هر زحمتی که بود فرود آمدم اتفاقا در همان روز فرمانده وقت نیروی هوایی در آنجا حضور داشت ایشان شخصا به پای هواپیما آمدند و من همانجا قول زیارت حضرت امام (ره) را از ایشان گرفتم . یک هفته بعد نیز به دیدار ایشان رفتم و با آن رهبر پرشکوه و با ابهت دیدار نمودم .
هرگونه برداشت و استفاده از این مطلب منوط به ذکر منبع و نام نویسنده می باشد
پایان
دوستان زیادی از من پیگیر خرید پستی و یا اینترنتی کتاب نبرد در آسمان هستند شما می توانید از طریق آدرسهای ذیل اقدام به خرید نمائید
http://www.asemanbook.com/ShowItem.aspx?ID=1362
http://books.hamvar.ir/نبرد-در-آسمان-prod53853.html?uid=&sid=
www.emad.ir
عرضه کتاب نبرد در آسمان در نمایشگاه کتاب سالن عمومی راهرو 16 انتهای راهرو نشر عماد
